سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

279

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

تكلّف شده و به نحوى صناعت لفظى را در آن رعايت كرده و معانى را تابع آنها قرار دهند اعم از آنكه معانى داراى اعتبارات محسنّه باشند يا نباشند و خلاصه كلام آنكه چون مقصود اصلى محسّنات لفظى است بايد نهايت همّت را در مراعات آنها صرف كرده و در ضمن معانى را بهر نحوى از انحاء تابع الفاظ قرار دهند و بديهى است بسا الفاظ در دلالتشان بر معانى ظاهر و روشن نيستند و احيانا مشتملا بر ركاكت ميباشند چنان چه برخى از متأخّرين كه شوق و علاقه‌اشان ممحضّ در ايراد محسّنات لفظيّه است دست بچنين عملى زده و عبارات و كلامشان را بطورى آورده كه گويا اساسا الفاظ به منظور افاده معانى نبوده و از خفاء دلالت الفاظ و ركاكت معنا باكى نداشته لاجرم الفاظ و عباراتشان هم‌چون غلافى طلائى است كه شمشير در آن از چوب باشد . و حاصل آنكه وجه وجيه آنست كه معانى را بر طبع خودشان واگذارده و آنها را در محدوده تبعيّت الفاظ قرار ندهيم بلكه به تبعيّت آنها الفاظ را طلب نمائيم كه لائق و شايسته افاده آنها باشند و پرواضح است كه در اين صورت بلاغت و براعن حاصل شده و كلام كامل از قاصر و ناقص ممتاز مىگردد . سپس شارح گويد : و زمانيكه حريرى را در ديوان انشاء منصب دادند كه در اين پست دولتى مراسلات را نوشته و وقايعى را كه در خارج اتّفاق مىافتد تمام را برشته تحرير درآورد وى با اينكه در مقام فضل شخص كامل و بارزى بود بعجز خود اعتراف نموده و اقرار كرد كه از عهده اين منصب برنميآيد لذا ابن خشاب در وصف او گفته است :